رابطه میان تنوع زیستی و صلح و امنیت باید دوسویه باشد
به گزارش باغ من به نقل از مهر، شینا انصاری، در پنل تخصصی تنوع زیستی و صلح؛ صیانت از محیط زیست در هنگام تعارضات مسلحانه اظهار داشت: رابطه میان تنوع زیستی، صلح و امنیت باید رابطه ای دوسویه باشد.
متن سخنرانی معاون رئیس جمهوری و رییس سازمان حفاظت محیط زیست، در پنل تخصصی تنوع زیستی و صلح؛ صیانت از محیط زیست در هنگام تعارضات مسلحانه که با حضور نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان و مدیران نهادهای محیط زیستی ملل متحد انجام شد.
«رابطه میان تنوع زیستی و صلح، از دیدگاه من فقط مسئله ای اخلاقی یا سیاسی نیست؛ بلکه موضوعی بنیادین در حوزه حکمرانی محیط زیست، حقوق بین الملل و امنیت انسانی به حساب می آید.
در چارچوب کنوانسیون تنوع زیستی، ما به طور عمده عواملی همچون تغییر کاربری اراضی، تخریب زیستگاه ها، آلودگی، بهره برداری ناپایدار از منابع طبیعی و تغییرات اقلیمی را به عنوان مهم ترین عوامل محرک کاهش تنوع زیستی مورد توجه قرار می دهیم.
با این حال، عامل دیگری نیز وجود دارد که شایسته است در این معادله، توجه خیلی بیشتری به آن شود: فروپاشی صلح و وقوع مخاصمات مسلحانه.
جنگ می تواند چندین عامل محرک کاهش تنوع زیستی را به صورت هم زمان و با شدتی ویرانگر فعال کند. دستاوردهای آن، از تخریب مستقیم زیستگاه ها و وقوع حریق های گسترده گرفته تا آلودگی خاک و آب، انتشار مواد خطرناک، جابه جایی جمعیت های انسانی، اختلال در مدیریت مناطق حفاظت شده و تضعیف ظرفیتهای ملی برای پایش و صیانت از طبیعت را در بر می گیرد.
جمهوری اسلامی ایران این واقعیت را نه فقط در سطح نظری، بلکه بر مبنای تجربه مستقیم خود بیان می کند. ما در سالهای اخیر، دستاوردهای چنین شرایطی را از نزدیک تجربه کرده ایم.
در جریان جنگ ۱۲ روزه سال ۲۰۲۵، شماری از مناطق حفاظت شده ایران نیز از حملات و دستاوردهای ناشی از درگیری ها تأثیر پذیرفتند.
بر اساس ارزیابی های انجام شده، سیزده منطقه حفاظت شده و هزاران هکتار از عرصه های طبیعی، بخصوص در گستره رشته کوه زاگرس، گرفتار لطمه شدند و تحت تأثیر حریق ها قرار گرفتند.
با این حال، ابعاد واقعی خسارت خیلی فراتر از تعداد هکتارهای سوخته یا تخریب شده است.
در جریان جنگ تجاوزکارانه اخیر ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل مقابل ایران، آسیب پذیری اکوسیستم های خلیج فارس در مقابل آلودگی های ناشی از خسارت به تأسیسات نفت و گاز، حریق ها و انتشار آلاینده ها بار دیگر آشکار شد.
خلیج فارس دریایی نیمه بسته، کم عمق و از نظر محیط زیستی خیلی حساس است.
صخره های مرجانی، جنگلهای حرا، زیستگاه های ساحلی و تنوع گسترده جانداران آبزی این پهنه آبی، از ارزش محیط زیستی بالایی برخوردار می باشند. افزون بر این، این اکوسیستم ها ارتباطی مستقیم با امنیت غذایی و معیشت میلیونها نفر در سراسر منطقه دارند.
در چنین شرایطی، هیچ حادثه آلودگی را نمی توان فقط مسئله ای محلی تلقی نمود.
آلاینده ها ممکنست بواسطه جریان های دریایی منتقل شوند، وارد زنجیره غذایی گردند و زیستگاه هایی را تحت تأثیر قرار دهند که در فاصله قابل توجهی از محل اولیه حادثه قرار دارند.
از این منظر، محکومیت اقدامات تجاوزکارانه و پاسخگو ساختن متجاوز باید فراتر از ابعاد سنتی صلح و امنیت بین المللی باشد.
امنیت بوم شناختی نیز باید به عنوان یکی از ابعاد جدایی ناپذیر امنیت منطقه ای به رسمیت شناخته شود.
یکی از درسهای مهمی که از تجربه اخیر خود آموخته ایم، ضرورت تفکیک روشن تر میان خسارت به زیرساخت ها و خسارت به طبیعت است.
اما انقراض یک گونه، از دست رفتن یک جمعیت ژنتیکی متمایز یا فروپاشی یک زیستگاه منحصربه فرد ممکنست غیرقابل بازگشت باشد.
به همین دلیل، ارزیابی دستاوردهای مخاصمات مسلحانه باید نگاهی را در پیش گیرد که در آن، خسارات محیط زیستی به شکل مستقل، علمی و در یک بازه زمانی بلند مدت بررسی شوند.
چنین ارزیابی هایی نباید فقط به میزان تخریب فیزیکی محدود بمانند، بلکه باید کاهش تنوع زیستی، تخریب زیستگاه ها، لطمه به خدمات اکوسیستمی، آلودگی خاک و آب و خسارت به منابع ژنتیکی را نیز در بر گیرند. این
جامعه بین المللی باید سازوکارهای مؤثرتری برای پایش، مستندسازی، ارزیابی و جبران خسارات محیط زیستی ناشی از مخاصمات مسلحانه ایجاد نماید.
کشورهای غرب آسیا و جنوب غرب آسیا با فشارهای فزاینده محیط زیستی، همچون تغییرات اقلیمی، کمبود آب، بیابان زایی، کاهش منابع طبیعی و افزایش فشار بر اکوسیستم ها مواجه اند؛ آن هم در شرایطی که بازهم با بحران های امنیتی مستمر دست وپنجه نرم می کنند.
در چنین شرایطی، جنگ می تواند دستاوردهای بحران های محیط زیستی را تشدید کند و آسیب پذیری جوامع و اکوسیستم ها را افزایش دهد.
بنابراین، رابطه میان تنوع زیستی، صلح و امنیت را باید رابطه ای دوسویه دانست.
صلح برای طبیعت ضروری است؛ و حفاظت مؤثر و مسئولانه از طبیعت نیز می تواند به نوبه خود در تقویت صلح نقش آفرین باشد.
همکاری در حوزه رودخانه های مشترک، تالاب ها، دریاها، گونه های مهاجر و منابع ژنتیکی می تواند موقعیت های ارزشمندی برای گفت و گو، اعتمادسازی و گسترش همکاری میان کشورها فراهم آورد.
من بر این باورم که دقیقا در همین نقطه است که دیپلماسی محیط زیستی می تواند به ابزاری برای دیپلماسی صلح تبدیل گردد.
ما باید در اجرای کنوانسیون تنوع زیستی، توجه بیشتری به موضوع صلح و مخاصمات مسلحانه داشته باشیم.
همچنین باید صیانت از تنوع زیستی در جریان مخاصمات مسلحانه را بخشی از مسئولیت مشترک نهادهای جهانی به رسمیت بشناسیم.
صلح چیزی فراتر از نبود جنگ است؛ صلح شرط اساسی تحقق امکان صیانت از حیات است.
و صیانت از تنوع زیستی، به مفهوم صیانت از خودِ حیات است.
اگر می خواهیم به اهداف کنوانسیون تنوع زیستی نائل شویم، باید برای تحقق صلح نیز تلاش نماییم.
زیرا ممکنست یک جنگ در عرض چند روز یا چند هفته پایان یابد، اما دستاوردهای آن برای طبیعت می تواند دهه ها ادامه پیدا کند.»
بطور خلاصه، به گزارش باغ من به نقل از مهر، شینا انصاری، در پنل تخصصی تنوع زیستی و صلح؛ صیانت از محیط زیست در هنگام تعارضات مسلحانه عنوان کرد: رابطه میان تنوع زیستی، صلح و امنیت باید رابطه ای دوسویه باشد. متن سخنرانی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، در پنل تخصصی تنوع زیستی و صلح؛ صیانت از محیط زیست در هنگام تعارضات مسلحانه که با حضور نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان و مدیران نهادهای محیط زیستی ملل متحد انجام شد. ما در سالیان اخیر، موفقیتهای چنین شرایطی را از نزدیک تجربه کرده ایم. در جریان جنگ ۱۲ روزه سال ۲۰۲۵، شماری از مناطق حفاظت شده ایران نیز از حملات و موفقیتهای ناشی از درگیری ها تأثیر پذیرفتند. برمبنای ارزیابی های انجام شده، سیزده منطقه حفاظت شده و هزاران هکتار از عرصه های طبیعی، به خصوص در گستره رشته کوه زاگرس، گرفتار لطمه شدند و تحت تأثیر آتش سوزی ها قرار گرفتند. با این وجود، ابعاد واقعی خسارت خیلی فراتر از تعداد هکتارهای سوخته یا تخریب شده است. در جریان جنگ تجاوزکارانه اخیر ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل مقابل ایران، ضعف اکوسیستم های خلیج فارس در مقابل آلودگی های ناشی از خسارت به تأسیسات نفت و گاز، آتش سوزی ها و انتشار آلاینده ها بار دیگر آشکار شد. خلیج فارس دریایی نیمه بسته، کم عمق و از نظر محیط زیستی خیلی حساس است. صخره های مرجانی، جنگل های حرا، زیستگاه های ساحلی و تنوع گسترده جانداران آبزی این پهنه آبی، از ارزش محیط زیستی بالایی برخوردار می باشند. اینجامعه بین المللی باید سازوکارهای مؤثرتری برای پایش، مستندسازی، ارزیابی و جبران خسارات محیط زیستی ناشی از مخاصمات مسلحانه ایجاد نماید. کشورهای غرب آسیا و جنوب غرب آسیا با فشارهای فزاینده محیط زیستی، همچون تغییرات اقلیمی، کمبود آب، بیابان زایی، کاهش منابع طبیعی و افزایش فشار بر اکوسیستم ها مواجه اند؛ آن هم در حالی که بازهم با بحران های امنیتی مستمر دست وپنجه نرم می کنند. در چنین شرایطی، جنگ می تواند موفقیتهای بحران های محیط زیستی را تشدید کند و ضعف جوامع و اکوسیستم ها را افزایش دهد. بنابراین، رابطه میان تنوع زیستی، صلح و امنیت را باید رابطه ای دوسویه دانست. صلح برای طبیعت ضروری است؛ و حفاظت مؤثر و مسئولانه از طبیعت نیز می تواند به نوبه خود در تقویت صلح نقش آفرین باشد. همکاری در عرصه رودخانه های مشترک، تالاب ها، دریاها، گونه های مهاجر و منابع ژنتیکی می تواند موقعیت های ارزشمندی برای گفت و گو، اعتمادسازی و گسترش همکاری میان کشورها فراهم آورد. من بر این باورم که دقیقا در همین نقطه است که دیپلماسی محیط زیستی می تواند به ابزاری برای دیپلماسی صلح تبدیل گردد. ما باید در اجرای کنوانسیون تنوع زیستی، توجه بیشتری به موضوع صلح و مخاصمات مسلحانه داشته باشیم. همین طور باید صیانت از تنوع زیستی در جریان مخاصمات مسلحانه را قسمتی از مسئولیت مشترک نهادهای جهانی به رسمیت بشناسیم. صلح چیزی فراتر از نبود جنگ است؛ صلح شرط اساسی تحقق امکان صیانت از حیات است. و صیانت از تنوع زیستی، به مفهوم صیانت از خودِ حیات است. اگر می خواهیم به اهداف کنوانسیون تنوع زیستی نائل شویم، باید برای تحقق صلح نیز کوشش کنیم. برای اینکه ممکنست یک جنگ در عرض چند روز یا چند هفته پایان یابد، اما موفقیتهای آن برای طبیعت می تواند دهه ها ادامه پیدا کند.
منبع: باغ من

